X
تبلیغات
من و دخترم ری را

من و دخترم ری را
تو اشاره مي كني به باد که قصه سفرش کودکم را خواب کرده است

این روزها باید اعتراف کنم دختر سختی شدی. یاد سه سالگی و چهار سالگیت میندازی منو. خیلی مواقع لج میکنی، قهر میکنی یا از اون بدقلق های وحشتناک می شی!
با این همه مواقع شیرین شدن و خوردنی شدنت هم کم نیست. قبول دارم بعد از به دنیا اومدن سینا توجهم ناخودآگاه بهت کم شده ولی کم کم دارم از آب و گل سینا بیرون میام. :) قبل هر چیز به خودم قول دادم که بیشتر هواتو داشته باشم. مطمئنم این رفتارهای جدیدت بیشترش ناشی از کمرنگ شدن من توی دنیای توئه عزیزم. دوستت دارم.

- هفته‌ی پیش محکم اعلام کردی که از خواب بدت میاد! چیزی که ما از همون روز اول بهش رسیده بودیم!

- چند روز پیش وقتی از در آموزشگاه بیرون اومدیم وایسادی و با تحکم گفتی که کامپیوتر می‌خوای!

- با این که سینا رو خیلی دوست داری ولی توی بچه داری به ندرت بهم کمک میکنی. زیاد اهل بازی باهاش هم نیستی.



- یکی دو هفته‌ی گذشته دو تا تولد داشتیم (مهتاب و پادرا) و البته سوگل (دختر دوست عزیزم اعظم) رو هم بعد سه سال دیدیم:

مهتاب روز تولدش:

- بیشتر نقاشی هات داره شکل و شمایل تئاتر و فیلمهایی که می بینی رو به خودش میگیره. تا از تئاتر برمیگردی می شینی سر دفتر و دستک نقاشیت و پشت سر هم نقاشی میکشی.

یه نقاشی بر اساس شخصیت های فیلم سینمایی عملیات «مهد کودک»


پ.ن: فروردین تموم شد و من نفهمیدم روزها چه طور گذشت. خیلی شلوغم، شلوغ...

دوشنبه 1 اردیبهشت1393 | | لیلا خجسته راد |

جمعه ای که گذشت سری به خانه‌ی هنرمندان زدیم. نمایشگاه رو بابایی قبلا دیده بود و به هر شکلی ما رو هم وادار کرد بریم. واقعا هم دیدنی بود. آثار متعلق به هنرمندان خودآموخته بود. یک بخش هم مربوط به زنان هنرمند جزیره‌ی هرمز بود. دیدن این همه کار هنری خلاقانه و زیبا برای ری را لذت بخش بود و البته برای مامان ری را هم.












این نمایشگاه با 800 اثر از 69 هنرمند تا 29 فروردین 93 در تمام گالری های خانه‌ی هنرمندان دایر هست. دیدنش واقعا لذت بخشه.
نمایشگاه هنرمندان خودآموخته با 800 اثر از 65 هنرمندآموخته تا 29 فروردین در تمام گالری‌های خانه هنرمندان درحال برگزاری است. - See more at: http://iranartists.org/Fa/News/News.aspx?nwsId=2334#sthash.LLCsNSuw.dpuf
نمایشگاه هنرمندان خودآموخته با 800 اثر از 65 هنرمندآموخته تا 29 فروردین در تمام گالری‌های خانه هنرمندان درحال برگزاری است.
- See more at: http://iranartists.org/Fa/News/News.aspx?nwsId=2334#sthash.HV17Qfh5.dpuf
نمایشگاه هنرمندان خودآموخته با 800 اثر از 65 هنرمندآموخته تا 29 فروردین در تمام گالری‌های خانه هنرمندان درحال برگزاری است. - See more at: http://iranartists.org/Fa/News/News.aspx?nwsId=2334#sthash.LLCsNSuw.dpuf
نمایشگاه هنرمندان خودآموخته با 800 اثر از 65 هنرمندآموخته تا 29 فروردین در تمام گالری‌های خانه هنرمندان درحال برگزاری است. - See more at: http://iranartists.org/Fa/News/News.aspx?nwsId=2334#sthash.LLCsNSuw.dpuf
نمایشگاه هنرمندان خودآموخته با 800 اثر از 65 هنرمندآموخته تا 29 فروردین در تمام گالری‌های خانه هنرمندان درحال برگزاری است. - See more at: http://iranartists.org/Fa/News/News.aspx?nwsId=2334#sthash.LLCsNSuw.dpuf
نمایشگاه هنرمندان خودآموخته با 800 اثر از 65 هنرمندآموخته تا 29 فروردین در تمام گالری‌های خانه هنرمندان درحال برگزاری است.
- See more at: http://iranartists.org/Fa/News/News.aspx?nwsId=2334#sthash.HV17Qfh5.dpuf

دوشنبه 25 فروردین1393 | | لیلا خجسته راد |

چهارشنبه 20 فروردین
امروز یه روز کاملا بهاریه. ری را از کلاس برگشته و من ازش میخوام قبل عوض کردن لباسهاش بشینه تا ازش چندتا عکس بگیرم. مدتهاست که درست و حسابی ازش عکس نگرفتم. قبل عید بابایی بالاخره یه دوربین عکاسی خرید و ما رو از دست عکسای موبایل راحت کرد. اینم از سوژه امروز مامان خانم:


با وجود بارون و آفتاب با هم و هوای کم نظیر امروز، خبری از رنگین کمون نبود. خیلی دلم میخواست ری را این رنگ بندی زیبای طبیعت رو ببینه اما انگار توی این شهر میسر نمی شه. یادمه دوران بچگیِ ما خیلی پیش میومد که رنگین کمون می‌دیدیم و واقعا هم مثل یه اتفاق رویایی بود برامون. ری را اما این اتفاق رویایی رو فقط توی ریزش آبشار دیده. امیدوارم امسال بهارمون رنگین کمون داشته باشه.

پنجشنبه 21 فروردین1393 | | لیلا خجسته راد |



دخترم روزهای شلوغ و پر از شیطنتی رو گذروند. سفر به جزیره‌ی کیش و بعد شمال روزهای تعطیل ما رو پر کرد. ری را چیزی از سفر با هواپیما تو خاطرش نبود و جالب این که آخرین باری هم که ما دو نفر سوار هواپیما شدیم سفر به کیش بود!!! خلاصه این که خیلی هیجان داشت برای سوار شدن به هواپیما ولی موقع بلند شدن سرگیجه گرفت و توی ذوقش خورد. بعد که توی جزیره سوار کشتی شدیم، از اون بیشتر خوشش اومد. میگفت اصلا با کشتی برگردیم خونه!! 

یه عکس از خانواده‌ی چهار نفره، اولین سفر جدی چهار نفره

توی کیش با آرا و آرین، بچه‌های دوستمون، هم حسابی بازی کرد و بعد که اومدیم شمال در ادامه با سها و اقلیما هم همین طور. روزهای فارغ از درس و کلاس و صبح زود پا شدن و ...



مامان و دختر وسط گلهای زیبا و خوشرنگ کاغذی

ساحل زیبای خلیج فارس

این سه نفر هرجایی که قابل بالا رفتن بود رو ازش نمی‌گذشتن!!!

اینم یه عکس از سفر شمال، روز سوم عید ، تولد اقلیما دختر عمو


الان هم که در خانَه به سر می بریم و تفریحمون نهایت بشه سریال نقی. ولی خداییش این سری بهبودشون یه چیز دیگه‌س...

دوشنبه 11 فروردین1393 | | لیلا خجسته راد |


- رفته روی ترازو بهش میگم هیجده کیلویی. میگه «آخ جانمی شبکه پویا هم هیجدهه!!!» 

- میره جلوی آیینه وایمیسه و میگه «من می‌تونم کاری کنم که خودم رو دوتا ببینم!!!»

- بابایی براش از اون پنیرهایی خریده که معمولا توی جاده و سفر میخوریم(و دوست داره). یه صبح میارم سر میز تا باز کنم و بدم بخوره میگه« نه نمی‌خوام. من این پنیر رو فقط در سفر می‌خورم!!!» درست با همین لحن و ادبیات!!!

- از آموزشگاه که میایم بیرون اولین چیزی که میگه تعداد غلطهای دیکته‌شه. و البته زیاد یا کم بودن غلطها عامل خوشحال یا ناراحت بودنش! امروز بعد از کلاس خیلی خوشحال بود. تعریف میکرد که دیکتیشن نداشتن و تیچر امروز با دیدن نقاشی‌ای که توی ‌اسنک تایم کشیده کلی ذوق کرده و تشویقش کرده. می‌گفت «امروز تیچر فقط من و النو رو دوست داشت. البته من امروز کمی بی کوآیت بودم!»

- امروز تا با هم وارد خونه شدیم گفت «من میدونم امروز غذا چی داریم.» پرسیدم «چی داریم؟» گفت «از اون غذاهای نارنجی!» منظورش قیمه بود. واقعا قیمه داشتیم. زمانی که میرسیم خونه و بوی قرمه سبزی رو حس میکنه از همیشه خوشحالتره. منم میترسم زیاد براش درست کنم و زده بشه.

- و آخر این که من عمدا این جا عکس از خودمون هم میذارم بلکه این تابوی بودن پدر و مادرها توی وبلاگهای این کوچولوها کمی شکسته بشه. برای بعضی ها چیزی مثل فاجعه است که از خودشون بخوان عکس بذارن. والا بد نیست، بالله بد نیست، ما هم آدمیم دیگه، جدای از اینا که توی مریخ زندگی نمی کنیم!!

- یه آخر دیگه این که فیلم سینمایی «عملیات مهد کودک» وارد شبکه‌ی خانگی شده. حتما تهیه کنید و با بچه‌هاتون ببینید و لذتشو ببرید.




پنجشنبه 22 اسفند1392 | | لیلا خجسته راد |

خیلی وقت هست که این جا ننوشتم. ری را چند روزی هست که سرمای بدی خورده و دو روزی هست که کلاساشو نرفته ولی معلوم هست که خیلی دلش تنگ شده. دیشب نشست و با علاقه کلی مشق نوشت که ازش بعید بود. این ترم معلمشون رو خیلی دوست داره. «میس تینا» دختر واقعا دوست داشتنی و البته زیبایی هست. روز اول چند دقیقه‌ای دیدمش. معلومه سر کلاس خیلی با بچه‌ها مهربونه. ترم هفت هم یکی از سخت ترین ترم هاشونه که از قبل بهمون اولتیماتوم دادن. خلاصه با این مریضی و غیبت خدا به خیر بگذرونه.

***

دیروز دو بار ازم معنی کلمه‌ی «آفت» رو پرسید و براش توضیح دادم. جالب این که شب تا بابایی از راه رسید دیدم داره براش توضیح میداد این کلمه رو!

***

یکی دو روزه وقتی نقاشی میکشه میاد ازم می پرسه «اینو ببین متفاوت شده؟»
نقاشی های این چندوقتش هم خیلی به من مربوط میشه. معمولا وسط همه‌ی شخصیت ها یه خانم باشخصیت و خوش تیپ میکشه و میگه «این شمایید!» اگه کسی روانشناسی نقاشی کودک بلده به ما هم بگه معنی این حرکت یعنی چه؟!!!

***

بعد مدتها پنجشنبه‌ی گذشته ری را و کارن و پادرا با هم دوباره همبازی شدن و با کمال تعجب دعوا و مرافعه‌ای بینشون (مخصوصا بین پادرا و ری را) پیش نیومد!!!
ممنون از لیلی عزیز، مامان کارن، که زحمت برگزاری این مهمونی سه خانواده‌ی تفنگدار رو به عهده گرفت. دلمون برای هم تنگ شده بود واقعا.

***

وابستگی ری را به سینا هرچی میگذره داره بیشتر میشه. علاقه و توجهی هم که پسری به خواهرش نشون میده واقعا دیدنیه. اگه این شبکه‌ی پویا بذاره که خانم به داداشی توجه کنه.




دوشنبه 12 اسفند1392 | | لیلا خجسته راد |

چند روز پیش شبکه پویا فیلم سینمایی داشت به اسم «خداوند لک لک ها را دوست دارد» من که خواب بودم ولی دیدم اومده بیدارم کرده و این کاغذ رو داده دستم:
- مامانی می‌شه اینو بفرستی برنامه‌ی نقاشی نقاشی؟!!!
و منم واقعا بیزارم از این برنامه‌ی مزخرف نقاشی نقاشی که معیار اصلیشون فقط پر کردن صفحه است و البته سوژه‌های مسخره‌ی سفارشی!!!
هر دفعه که اینو میگه یه جوری دست به سرش میکنم. جالب این که خودش هم میدونه من از این برنامه خوشم نمیاد و هر وقت پخش میشه از من میخواد که توی هال نمونم!!!

چهارشنبه 30 بهمن1392 | | لیلا خجسته راد |

About
.............................................

"ري را" دختر دي ماه 1387

"ری را" نامی است مازندرانی که اولین بار نیما یوشیج در شعری به همین نام از آن یاد کرده و پرنده ای است شبیه گنجشک.همین طور معنی "هان و بیدار باش" و "زن باهوش و کاردان" نیز می دهد.

شعر "ری را"ی نیما یوشیج:

ري را ... صدا مي آيد امشب
از پشت "كاچ" كه بند آب
برق سياه تابش تصويري از خراب
در چشم مي كشاند.
گويا كسي است كه مي خواند...
اما صداي آدمي اين نيست
با نظم هوش ربايي من
آوازهاي آدميان را شنيده ام
در گردش شباني سنگين
ز اندوه هاي من
سنگين تر
و آوازهاي آدميان را يكسر
من دارم از بر.
يكشب درون قايق دلتنگ
خواندند آن چنان
كه من هنوز هيبت دريا را
در خواب
مي بينم.
ري را. ري را...
دارد هوا كه بخواند.
درين شب سياه
او نيست با خودش،
او رفته با صدايش اما
خواندن نمي تواند.
Menu
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................